خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599

22

سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )

سليمان برادر كهين او را به نيابت او برتخت نشاندند قتلمش چون بطبرستان خبر وفات طغرل شنيد به قصد پادشاهى و طلب تخت انتهاض نمود و گفت سلطنت بحقيقت بما ميرسد چه پدر ما مهتر و بهتر اقوام بود به اين واسطه كشته شد و برهنمونى برادران تملك او كرد لشكر كشيد و شهررى بحصار گرفت ناگاه خبر وصول آلب ارسلان رسيد انديشيد اگر تا وصول او توقف كند از دو جانب خصمانرا دفع نتواند كرد برابر او تا اسفراين رفت و آنجا با آلب « 1 » ارسلان ملاقات شد فريقين را مصافى عظيم و كشش وافر اتفاق افتاد عاقبت اسب قتلمش خطا كرد و خصم را . . . نمود كشته شد آلب ارسلان خواست تا هركه از اتباع و اولاد و اقرباء او باشد همه را بكشد و سليمانشاه اگرچه طفل بود فرمود كه همه را هلاك كند نظام الملك وزير صواب نديد گفت اقربا را كشتن خطا و نامبارك بود تدبير اين است كه ايشانرا بسرحد ثغور مملكت اسلام بايد فرستاد تا آن را محافظت نمايند و اقامت امورشان كنند و از رسوم امارت و ملكى نفى و نهى كنند تا عمر در مذلت و مسكنت ميگذراند پس جاى او ثغر ديار بكر و رها معين كرد و سليمانشاه پدر جملهء سلاطين روم است و آلب ارسلان در ذى الحجهء اين سال بيامد و برى برتخت مملكت بنشست و سليمان برادر را بر كنار گرفته و پادشاهى عراق و خراسان برو مسلم شد و به دو ملك طغرل در شهور سنهء تسع و عشرين و اربعمائه اتفاق افتاد وفاتش در خمس و خمسين و اربعمائه بدر شهررى بديه طحرشت كه خانهء او بود مدت ملكش بيست و شش سال طغرلبك بخواب ديده بود كه او را به آسمان بردند و پرسيدند كه چه ميخواهى گفت عمر دراز گفتند ترا هفتاد سال عمر است چون سن به هفتاد رسيد در حالت بيمارى با اركان دولت گفته بود كه مثل مردم بيمار همچون حال گوسفند است كه دستها و پاهاى او مىبندند تا پشم او ببرند گوسفند پندارد كه او را خواهند كشتن اضطراب نمايد چون بگشايند شاد شود و تا چند كرت اين معنى او را عادت شود تا ناگاه يكبارش ببندند و بكشند حال اين بيمارى من چون دست بستن آخر است و در مدت دولت او را چند وزير بودند

--> ( 1 ) آلپ بمعنى شجاع است